دلایل تحریم ربا دراسلام

1ستاره2ستاره3ستاره4ستاره5ستاره
5٫00 از 7 رأی
درحال ثبت کردن...
سوال

سلام.دلیل اینکه اسلام ربا رو تحریم کرده ومسلمان هارو از دادن وگرفتن اون منع کرده رو میخواستم واسم توضیح بدین.ممنون و متشکرم

 

 

در حال بررسی 0
علی علی اکبری 1 سال 1 پاسخ 249 بارمشاهده شده 1

پاسخ ( 1 )

  1. سلام وقت بخیر.

    چرا خداوند بزرگ ربا خوارى را حرام کرده است؟ چرا اسلام، آن را این قدر تقبیح نموده است؟ و چرا این همه آیات و روایات در نکوهش آن وارد شده است؟ این سؤالى است که همه مى‏خواهند پاسخ آن را بدانند.
    قبل از ورود به این بحث و پاسخ به این سئوال، لازم است به عنوان مقدّمه، بحث کوتاهى در مورد علل و مصالح احکام داشته باشیم .
    آیا بحث از علل احکام براى ما جایز است ؟

    بعضى مى‏گویند: هنگامى که دستورى از سوى خداوند حکیم صادر شد، باید آن را بى چون و چرا اجرا کرد، و ما را نرسد که درباره علل آن گفتگو بکنیم، بعلاوه مصالح احکام غالباً امور اسرارآمیزى است که بر ما پوشیده است .
    ولى ما معتقدیم: اگر چه دسترسى به علل قسمتى از احکام شرع براى ما مشکل است، ولى در بسیارى از موارد مى‏توانیم به مصالح و مفاسد احکام شرع دست یابیم و تلاش براى وصول به این مقصد، براى ما به دو دلیل مجاز است:

    1- نخست این که در قرآن مجید و روایات اسلامى کراراً در مورد آن بحث شده و به اصطلاح به ما چراغ سبز داده شده است که از فلسفه احکام سخن بگوییم.
    قرآن در مورد فلسفه نماز، زکاه، حج و… بحث کرده است و در احادیث معصومین (علیهم السلام) به صورت گسترده‏ تر این موضوع مطرح شده است؛ تا جایى که بعضى از علماى بزرگ شیعه در این زمینه کتاب یا کتابهاى مستقلّى تألیف کرده‏اند.
    نتیجه این که طرح این مباحث در کتاب و سنّت به طور گسترده دلیل بر جواز گفتگو از آن است و اگر جایز نبود نباید در قرآن مجید و کلمات معصومین (علیهم السلام) مطرح می شد .

    2- همانظور که قول و فعل معصومین (علیهم السلام) براى ما حجّت است، تقریر آن بزرگان نیز براى ما حجت است و در تاریخ مى‏خوانیم که بسیارى از اصحاب پیامبر اکرم (ص) یا ائمه اطهار (علیهم السلام) از این پیشوایان بزرگ در مورد علل احکام سئوال مى‏کردند و آنها پاسخهاى روشنى مى‏دادند و این خود امضاى عملى از جانب معصومین (علیهم السلام) نسبت به این کار است وگرنه باید به نوعى از این کار منع مى‏ فرمودند.

    نتیجه این که طبق دو دلیل بالا، ما اجمالاً مى‏توانیم درباره مصالح و مفاسد احکام بحث نماییم و از آن آگاه شویم و این کار قطعاً مجاز است، ولى چنان نیست که اگر فلسفه حکمى را درک نکنیم بتوانیم آن را ترک کنیم .
    فایده بحث از فلسفه احکام

    پذیرفتیم که بحث درباره فلسفه احکام براى ما مجاز است ولى ما که مى‏دانیم خداوند حکیم است و هیچ یک از کارهاى او بى حساب نیست و حتماً دستورات و قوانین او طبق مصالح ومفاسدى است، بنابراین چه لزومى دارد که به فلسفه تک تک احکام پى ببریم آیا همین مقدار آگاهى اجمالى – که هیچ حکمى بى حکمت نیست – کافى نیست؟
    جواب این سؤال این است که «علم تفصیلى» به فلسفه و علل احکام فایده‏اى دارد که در علم اجمالى – که در بالا به آن اشاره شد – حاصل نمى‏شود.
    زیرا هنگامى که انسان به مصالح یک تکلیف واجب پى ببرد یا ازمفسده یک تکلیف حرامآگاه شود به یقین انگیزه قویترى براى انجام آن تکلیف و ترک این حرام پیدا مى‏ کند، همانطور که اگر شخص بیمارى به خواص داروهایى که براى او تجویز شده به طور تفصیل مطلّع شود و از ضرر و زیانهاى چیزهایى که براى اوممنوع شده است آگاه گردد، انگیزه قویترى براى مصرف کردن این داروهاى تلخ و خوددارى از خوردن غذاهاى ممنوع خوشمزه، پیدا مى‏ کند و به یقین یکى از علل طرح این مباحث در کلمات پیامبر (ص) و ائمه معصومین – سلام الله علیهم اجمعین – همین مسئله است .
    نتیجه این که: اوّلاً ما حق داریم از فلسفه احکام بحث کنیم و ثانیاً این بحث، صرفاً یک بحث علمى نیست و فایده عینى و عملى براى عموم مکلّفین دارد. با این بحث کوتاه درباره فلسفه احکام به بحث «علل تحریم ربا» باز مى‏گردیم.
    آنچه از آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) و تحلیل عقلى در مورد فلسفه تحریم ربا استفاده مى‏شود، این است که تحریم این کار زشت و قبیح حداقل پنج نکته مهم و دلیل عمده دارد .

    نکته اول: ربا «اکل مال به باطل» است .

    توضیح این که مطابق آنچه از قرآن مجید و احادیث استفاده مى‏شود، ربا اکل مال به باطل است و بدون شک «اکل مال به باطل» حرام است، بدین جهت ربا نیز حرام است .
    معنى آکل مال به باطل این است که انسان بدون دلیل منطقى و عقلى، درآمدى داشته باشد و به عبارت دیگر اکل به باطل، در آمد بى جهت و بادآورده است .
    «قمار» اکل مال به باطل است، چون در آمدى است بدون دلیل منطقى و شرعى، «شراب فروشى» و درآمد حاصل از آن اکل مال به باطل است چون نه خدمتى به فرد است نه جامعه، بلکه کارى است که به فساد و ننگ و خرابى فرد و جامعه منجر مى‏ گردد.
    این یک اصل کلّى در تمام ابواب معاملات اسلامى است .
    از آیه‏اى که در مذمّت یهود در سوره نساء آمده است، استفاده مى‏شود که رباخوارى همانند اکل مال به باطل است ،چون خداوند در این آیه شریفه، ربا خوراى را در ردیف اکل مال به باطل قرار داده، مى‏فرماید: «فبظلم من الذین هادوا حرمنا علیهم طیبات احلت لهم و بصدهم عن سبیل الله کثیراً و اخذهم الربا وقد نهوا عنه و اکلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للکافرین منهم عذاباً الیماً؛ بخاطر ظلمى که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیرى بسیار آنها از راه خدا، بخشى از چیزهاى پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم. و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالى که از آن نهى شده بودند؛و خوردن اموال مردم به باطل؛ و براى کافران آنها، عذاب دردناکى آماده کرده‏ایم»
    بنابراین ربا، نوعى اکل مال به باطل و درآمدى است بدون دلیل عقلى و منطقى و بى جهت و در ردیف ثروتهاى بادآورده .
    سؤال: به نظر مى‏رسد که بعضى از کارهاى مشروع در اسلام، مثل مضاربه نیز درآمدى بدون دلیل است، چون سرمایه گذار هیچ زحمتى نمى‏کشد و فقط با استفاده ازسرمایه خود سود مى‏برد، همانند رباخواران که زحمتى متحمل نمى‏شوند و پیوسته سود مى‏ برند.
    جواب: پاسخ این سؤال با توجّه به یک نکته روشن مى‏شود و آن این که سرمایه‏اى که در مضاربه مورد استفاده واقع مى‏شود اگر مشروع باشد و در راه مشروع نیز بکار گرفته شود و طبق قرار داد مضاربه، معامله و تجارت انجام گیرد، فرق روشنى با ربا دارد، چون اولاً مضاربه کارى معقول و منطقى است که در طریق خدمت جامعه قرار مى‏ گیرد،در حالى که رباخوار هیچ گونه خدمتى نمى‏کند و ثانیاً در مضاربه، احتمال سود وزیان هر دو هست؛ یعنى سرمایه‏گذار و کارگزار (عامل) هر دو در سود وزیان سهیم هستند.
    در حالى که در ربا احتمال زیان منتفى است و تمام زیانها متوجّه وام گیرنده است. بنابراین مقایسه این دو با هم صحیح نیست و مضاربه و امثال آن همچون سرمایه‏گذارى در کارهاى تولیدى وصنعتى و زراعى، هرگز اکل مال به باطل نیست.
    دومین دلیل بر این که رباخوارى اکل مال به باطل است، روایتى است که محمد بن سنان 35 از امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا – علیه آلاف التحیه و الثناء – نقل کرده است: قال الرضا (ع): «و عله تحریم الربا لما نهى الله عزوجل عنه، و لما فیه من فساد الاموال، لان الانسان اذا اشترى الدرهم بالدرهمین کان ثمن الدرهم درهما، و ثمن الاخر باطلا فبیع الربا و شراؤه و کس على کل حال على المشترى و على البایع فحرم الله عزوجل على العباد افلربا لعله فساد الاموال کما حظر على السفیه ان یدفع الیه ماله لما یتخوف علیه من فساده حتى یونس منه رشد، فلهذه العله حرم الله عزوجل الربا…؛ حضرت رضا (ع) در این روایت براى حرمت ربا دو دلیل ذکر فرموده است: نخست سخن خداوند متعال در قرآن مجید که از ربا خوارى نهى کرده است، دیگر این که ربا خوارى اکل مال به باطل است، سپس امام (ع) مثال مى‏زند که اگر کسى یک درهم را به دو درهم بفروشد. در این معامله یک درهم در مقابل یک درهم قرار مى‏گیرد اما درهم دومى که فروشنده از خریدار مى‏گیرد باطل است و دلیل عقلى و منطقى ندارد به همین جهت اکل مال به باطل است از این رو ربا خوارى حرام شده است سپس چنین معامله‏اى را که باعث فساد اموال مى‏شود به معامله انسان سفیه تشبیه مى‏کند؛ یعنى معامله ربوى شبیه معامله سفهى است و معامله سفهى باطل است».

    نتیجه این که طبق آیه شریفه و این روایت، ربا خوارى نوعى اکل مال به باطل است و به همین جهت تحریم شده است .

    نکته دوّم: ربا باز دارنده مردم از تلاشهاى اقتصادى سازنده است .

    ربا سبب مى‏شود که مردم از تجارتها و معامله‏هاى مفید و سودمند، اما پر زحمت و حلال، روى گردان شده، جذب این معامله فاسد و پر درآمد و کم زحمت و حرام بشوند و در این زمینه روایات متعددى داریم .
    عن هشام بن الحکم انه سال ابا عبدالله (ع) عن عله تحریم الربا فقال: انه لو کان الربا حلالا لترک الناس التجاراتو ما یحتاجون الیه فحرم الله الربا لتنفر الناس من الحرام الى الحلال و الى التجارات من البیع و الشراء فیبقى ذلک بینهم فى القرض 38.
    «هشام بن حکم – که یکى از اصحاب معروف امام صادق (ع) است – از آنحضرت پرسید: چرا ربا حرام شده است؟ حضرت فرمودند: اگر رباخوارى حلال بود مردم کارهاى مفید تجارى و هر آنچه را که به آن احتیاج داشتند ترک مى‏کردند؛ به همین جهت خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از آن متنفر شوند و به سوى کارهاى حلال و تلاشهاى اقتصادى مفید بروند ووام فقط به صورت قرض الحسنه باقى بماند». و به عبارت دیگر ربا خواران همیشه سربار جامعه انسانى و افراد مفتخوارى هستند و پیوسته خون دیگران را مى‏مکند مانند حیوانى که خود تولید خون نمى‏کند و از بدن حیوانات دیگر خون مى‏مکد و این کار رباخوار مشمول روایت مشهور حضرت رسول اکرم (ص) است که فرمودند: ملعون من القى کله على الناس «کسى که بار خود را بر دوش جامعه بیفکند و سربار مردم باشد مورد لعن و نفرین است» بانکهاى ربوى دنیاى امروز نیز، تبدیل به کانون درآمدکاذب شده وروز به روز سرمایه دارتر و در مقابل، مردم فقیرتر و مستصعف‏تر مى‏شوند.
    نکته سوم: ربا مصداق بارز ظلم است .

    در آیه 279 سوره بقره، ذیل بحث ربا، خواندیم «… لا تظلمون و لا تظلمون»نه ظلم کنید و نه زیر بار ظلم بروید؛ یعنى اگر ربا بگیرید ظلم کرده‏اید پس با ربا گرفتن ظلم نکنید و اگر سرمایه اصلى شما را به شما باز نگردانند به شما ظلم شده است، به همین جهت باید سرمایه اولیه به شما برگردد تا مورد ظلم قرار نگیرید.
    بنابراین آیه فوق، ربا را مصداق ظلم مى‏داند و قبح ظلم نیازى به بیان ندارد و به اصطلاح فقها و اصولیّون از مستقلات عقلیّه است .
    در روایت محمد بن سنان نیز خواندیم که امام على بن موسى الرضا (ع) مى‏فرمایند: «.. و لما فى ذلک من الفساد و الظلم…» و به خاطر این که ربا منشأ فساد و ظلم است ربا حرام شده است .
    چرا ربا نوعى ظلم است ؟

    تمام افرادى که در جامعه فعالیّت اقتصادى دارند هم سود دارند و هم زیان، کارخانه‏ها، مزارع، تجارتها، صنعت‏ها، دامداریها، کارهاى خدماتى و… مشمول این قانون هستند و تنها ربا خواران از این قانون مستثنى هستند و فقط سود مى‏برند و زیان نمى‏بینند. بنابراین در جامعه‏اى که همه سود و زیان دارند رباخواران سود خالص مى‏برند بى آن که کار مفیدى انجام دهند و این ظلم است و مفتخوارى وکار بى زحمت، به همین جهت گاه از ربا خوارى به «گنج بى رنج» یا سود باد آورده تعبیرکرده‏اند و به همین دلیل ربا خوارى یکى از عوامل نظام طبقاتى است، چرا که عدّه قلیلى به خاطر ربا خوارى گسترده، همه چیز دارند و تعداد کثیرى، فاقد همه چیز هستند و عجیب این که این فاصله طبقاتى، طبق نظریه آگاهان و خبرگان در دنیاى امروز، در حال افزایش است و هر چه زمان به پیش مى‏رود فاصله بین ثروتمندان و فقراء بیشتر مى‏شود، تا آنجا که بعضى از کشورها هر چه درآمد دراند باید به عنوان سود وامهایى که گرفته‏اند بپردازند، و خطرات این امر بر کسى پوشیده نیست .
    و روشن است که چنین دنیا و جامعه‏اى که هر روز فقیرش، فقیرتر و ثروتمندش، ثروتمندتر مى‏شود، ظالمانه است؛ چندى قبل آمارى دیدم که بسیار تکان دهنده بود؛ این آمار مى‏گوید: 80 درصد از ثروت دنیا در دست 20 درصد مردم دنیاست و 20 درصد ثروت دنیا در دست 80 درصد مردم دنیاست، یعنى اگر تعداد مردم دنیا را فرضاً 100 نفر در نظر بگیریم و ثروت دنیا را هم 100 تومان بدانیم، 80 تومان آن در دست 20 نفر و 20 تومان آن در دست 80 نفر مى‏باشد !
    و به یقین یکى از علتهاى عمده این فاصله طبقاتى ربا خوارى است و ما باید خداوند متعال را شاکر باشیم که به برکت اسلام و انقلاب اسلامى در حال تحول از این پدیدها خطرناک هستیم، هر چند هنوز به کمال مطلوب نرسیده‏ایم .
    * * *

    نکته چهارم: ربا باعث تضعیف عواطف انسانى است .

    ربا خوارى باعث بر چیده شدن یا ضعف عواطف انسانى است و این مسئله در چند روایت از معصومین (علیهم السلام) مورد تأکید قرار گرفته است.

    1- عن سماعه قال: قلت لابى عبدالله (ع): انى قدر أیت الله تعالى قد ذکر الربا فى غیر آیت وکرره؟ قاللا او تدرى لم ذاک؟ قلت: لا، قال: لئلا یمتنع الناس من اصطناع المعروف.

    سماعه – که یکى از روایان معروف حدیث و از اصحاب امام صادق (ع) است مى‏گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: چرا خداوند متعال مسئله رابا را در قرآن به طور مکرر مطرح کرده (و تحریم نموده) است؟!
    امام فرمود: علت آن را مى‏ دانى؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمود: به خاطر این که مردم – در اثر ربا خوارى – از کارهاى خیر و شایسته (مانند قرض الحسنه) باز نمانند.

    2- قال الصادق (ع): «انما حرم الله عزوجل الربا لکیلا یمتنع الناس من اصطناع المعروف» فرمود:«علّت حرمت ربا این است که مردم از کارهاى خیر و شایسته باز نمانند». و روایات متعدد دیگرى که نزدیک به همین مضمون است.
    منظور از «اصطناع معروف» (انجام کار نیک) در اینجا چیست ؟

    منظور قرض الحسنه است که یکى از مهمترین کارهاى عاطفى در جامعه بشرى است؛بلکه از صدقه هم برتر و مهمتر است، به همین جهت در روایتى وارد شده است که صدقه حسنه و ثواب دارد و قرض الحسنه ثواب دارد!
    و شاید دلیلش این باشد که قرض الحسنه دو کار مى‏کند، نخست این که نیاز نیازمندى را بر طرف مى‏ کند که این مشترک بین صدقه و قرض الحسنه است .

    دوم این که آبروى افراد نیازمند آبرومندى که براى حفظ آبروى خویش، حاضر به قبول صدقه نیستند را حفظ میکند، بنابراین هم رفع نیاز مى‏کند و هم حفظ آبرو.

    و امّا خصوص عدد مذکور شاید بدین جهت باشد که هر کار خیرى (به مضمون من جاء بالحسنه فله عشر امثالها) 10 حسنه دارد و چون قرض دهنده دو کار خیرکرده است (رفع نیاز، حفظ آبرو) بنابراین استحقاق بیست حسنه دارد ولى چون پول وام به او باز مى‏گردد، دو حسنه از آن کم مى‏شود، لذا قرض الحسنه حسنه دارد و صدقه حسنه، چون در صدقه یک کار خیر بیشتر انجام نشده است. (دقّت فرمایید).
    نتیجه این که چهارمین فلسفه حرمت ربا این است که ربا خوارى عاطفه انسانى را ضعیف یا نابود مى ‏کند .

    موفق وموید باشید.

    مشاهده دیدگاه

ارسال یک پاسخ

انتخاب

دو دو تا چند تا میشه؟ ( 4 )