اکنون ثبت نام کنید

ورود

فراموشی پسورد

رمز را فراموش کردید ؟ لطفا ایمیل را وارد کنید تا لینک تغییر پسورد به ایمیل شما ارسال شود

افزودن سوال

برای پرسیدن سوال باید وارد شوید

ورود

اکنون ثبت نام کنید

عجایب هفت گانه تندیس زئوس

عجایب هفت گانه تندیس زئوس
1ستاره2ستاره3ستاره4ستاره5ستاره
5٫00 از 2 رأی
درحال ثبت کردن...

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه‌سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌ الاصل به نام انتیپاتر صیدایی در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است، اگر چه این کار به افراد دیگری همچون فیلو اهل بیزانتیوم، استرابون، هرودوت و دیودور سیسیلی نیز نسبت داده شده است. انتیپاتر در شعری در سال ۱۴۰ پیش از میلاد چنین سروده است: «پیش از این به چشم خود دیده‌ام دیوار بابل پر عظمت را که گذرگاه ارابه هاست، و نیز مجسمه زئوس را بر کرانهٔ آلفوس،باغهای معلق و کولسوس آفتاب را، اُبهت اهرام سر به آسمان سائیده و آرامگاه بی کران ماسول را؛ امّا آن زمان که نظاره می‌کردم خانهٔ آرتمیس را بنا شده بر ابرها، نبوغ آن همه اعجاز در نظرم رنگ باخت و با خود اندیشیدم: پس از المپ، خورشید چیزی به این عظمت ندیده است، هرگز.»

نام عجایب هفتگانه جهان که به گوشم می رسد، ناخودآگاه تداعی مبهمی از مجله قدیمی دانشمند و کتاب های دانستنی در برابر چشمانم نقش می بندد و اگر بخواهم نامشان را ببرم، نهایتا چند تا از آن عجایب به خاطرم می آیند. شما چطور؟ از عجایب هفتگانه جهان چه چیزی در ذهن دارید؟

تندیس زئوس

تندیس زئوس خدای یونان در المپیا یکی از عظیم‌ترین تندیسهای جهان و از عجایب هفت‌گانهٔ دنیای قدیم بوده است.در دوران باستان المپیا مرکز مذهبی در جنوب غربی یونان بوده است. یونانیان باستان زئوس پادشاه خدایان را می‌پرستیدند و در زمان‌های مشخص به افتخار او جشن‌هایی برپا می‌کردند.در این جشن‌ها مسابقات ورزشی هم انجام می‌شد. تا آن‌جا که در تاریخ ثبت شده، نخستین بازی‌های المپیک در سال ۷۷۶ پیش از میلاد برگزار شده‌است و تا سال ۳۹۳ پس از میلاد یا تا سال ۴۲۶ پس از میلاد همچنان بازی‌ها برگزار می‌شد.برای مردمان دنیای قدیم این بازی‌ها خیلی مهم بودند؛ چندان‌که در زمان برگزاری مسابقات جنگ‌ها متوقف می‌شد تا شرکت کنندگان و تماشاگران بتوانند به آسانی خود را به محل مسابقات برسانند.

زئوس یکی از مهم ترین خدایان یونان باستان بوده است،می توان گفت وی فرمانروای تمامی خدایان دیگر بود. نام زئوس برگرفته از لغت یونانی ( dios به معنای درخشان و درخشنده است. اعتقاد بر این بوده که زئوس خدای آسمان ها، ستارگان، طوفان و زمین می باشد. در داستان های اساطیری، روایات و توصیف های بسیار زیادی در رابطه با این خدا آمده، روایاتی که هر یک از آن ها سال ها زمان برای خواندن و آشنایی شان لازم است.

چند مورد از توصیفات زئوس را با هم مرور می کنیم:

– به شدت از دروغ گویی متنفر بود.

– کرونوس نام پدر زئوس بود و به دلیل پیش بینی که کرده بودند که کرونوس به دست فرزندش کشته خواهد شد این خدا تمامی فرزندانش را می خورد و زئوس تنها فرزند او بود که سالم ماند.

– زئوس بزرگ شد و در نهایت پدر خود را سرنگون کرد.

– فرزندان دیگر کرونوس هم با خوردن معجونی از شکم پدرشان سالم بیرون آورده شدند.

– پس از زئوس برادران او با قرعه یکی یکی فرمانروا شدند.

– زئوس بزرگترین فرمانروای منطقه ی کوه های آلپ بود.

تندیس زئوس ۱۲ متر ارتفاع و ۶ متر عرض داشته و در ساخت بدن آن از عاج فیل استفاده نمودند، سپس از طلا برای قسمت های ریش، مو و ردایش استفاده کردند. این مجسمه در مقایسه با ساختمان معبد بسیار بزرگ بود و طوری ساخته شد که سر زئوس با سقف برخورد می کرد. تاریخ دانان بر این باورند که سازنده ی تندیس با این کار می خواسته عظمت و شکوه زئوس خدای خدایان را به رخ بکشد.

یک دست زئوس عصایی بود که روی عصا سر عقابی نقش بسته بود و در دست دیگرش نمادی از نیکه ( خدای پیروزی ) دیده می شد. برخی می گویند در یک سمتش عقابی طلایی هم وجود داشته و دیگران سخن از وجود دو شیر در دو طرف مجسمه می کنند که در صحت آن ها شک و تردید وجود دارد.

این مجسمه که بزرگترین تندیس جهان باستان بود ۸۵۰ سال در معبدش باقی ماند و سرانجام به دست برخی از اهالی یونان به ترکیه و شهر استانبول منتقل شد. متاسفانه تندیس زئوس سرنوشت تلخی داشت و در نهایت به دلیل وقوع آتش سوزی در محل نگهداری آن در آتش سوخت و از بین رفت ( در سال ۴۷۵ یا ۴۲۵ میلادی). به همین دلیل در حال حاضر اثری از آن نیست.

تندیس ساز فیدیاس بود که قبلآ نیز تندیس‌هایی با شکوه از الهه آتنا ساخته بود.[۹] فیدیاس و کارگرانش در ابتدا داربستی چوبی را به عنوان اسکلت تندیس برپا کردند. سپس اسکلت چوبی را با صفحاتی از عاج به عنوان پوست آن پوشانیدند و صفحاتی از طلا را برای لباس‌های آن به کار بردند.در پایان کار همه جای تندیس پوشیده شده بود و آن قالب تو خالی به تندیسی تو پُر شبیه شده بود.

به دلیل مواد و مصالحی که در ساخت مجسمه زئوس استفاده شده بود و هوای مرطوب المپیا نیاز بود که از مجسمه به صورت مداوم مراقبت و نگهداری شود. این کار دشوار از پس کسی جز سازنده اش بر نمی آمد، به همین دلیل فیدیاس خود مامور حفاظت و نگهداری و حفظ جلای این تندیس زیبا شد. او هر روز مجسمه را با روغن مخصوص ( به احتمال زیاد روغن زیتون ) چرب می کرد تا مجسمه که از جنس عاج فیل بود ترک بر ندارد و این روغن ها در انتهای روز در حوضچه ی کوچکی که در پایه ی مجسمه بود جمع می شد.

زمانی عظمت تندیس زئوس را متوجه خواهید شد که بدانید در اطراف آن و بر روی ستون های معبد محل ها و سکوهایی ساخته شد تا بینندگان روی آن ها بروند و بتوانند صورت زئوس را از نزدیک ببینند؛ صورتی که آن قدر با مهارت و ظرافت ساخته شده بود که چشمان همه را غرق در تماشا می کرد. بالاترین نقطه ی مجسمه تاجی به شکل برگ های زیتون و از جنس نقره بود.

در نهایت، مجسمه آن قدر زیبا شده بود که مورخی مشهور و پر آوازه به نام هرودوت از آن در نوشته هایش به عنوان یکی از عجایب دنیا نام برد.

خوب است بدانید که سر انجام این معبد خاص در زلزله ای که در سال ۵۲۲ میلادی المپیا را لرزاند کاملا نابود شد و جز خرابه ای از آن بر جای نیست و در حفاری هایی که در قرن ۱۹ و ۲۰ انجام شد چند ستون از این معبد یافت شد، طبق برخی منابع دیگر این معبد در قرن پنجم بعد از میلاد مسیح در آتش سوخت.

ارسال یک پاسخ

دو دو تا چند تا میشه؟ ( 4 )