اکنون ثبت نام کنید

ورود

فراموشی پسورد

گذرواژه تان را فراموش کردید ؟ لطفا ایمیل را وارد کنید تا لینک تغییر پسورد به ایمیل شما ارسال شود

افزودن سوال

جنگ ایران و اعراب : از آغاز تا جنگ پل

جنگ ایران و اعراب : از آغاز تا جنگ پل

جنگ ایران و اعراب رو همگی جنگ معروف قادسیه میدونیم اگر چه جنگ قادسیه جنگ اوله ولی اثرات جنگ و به قولی کم کیف جنگ حکم می کنه جنگ قادسیه اولین جنگ نیست، با سوال دات ای آر همراه باشید تا کم و کیف جنگ را برسی کنیم.

 جنگ “ذوقار”

اولین جنگ بین ایران و اعراب جنگ “ذوقار” بود و شرح جنگ اینه که خسرو پرویز در زمان لشکر کشی به روم شنید که ” نعمان” پادشاه حیره دختر بسیار زیبا داره پس ازش خواست تا باهاش ازدواج کنه، ولی نعمان وقتی دسیسه خسرو پرویز رو فهمید جواب رد داد.

جواب نعمان باعث شد خسرو پرویز عصبانی بشه و به “حیره” لشکر کشی کنه، نعمان فهمید و رفت پیش “طایفه شیبانی” و دارایی هاشو به رئیس قبیله سپرد و اومد پیش خسرو پرویز که معذرت خواهی کنه ولی خسرو پرویز قبول نکرد و اون رو کشت. بعد خسرو از طایفه شیبانی ها خواست که تمام اموال نعمان رو تسلیمش کنه ولی رئیس قبیله خواسته خسرو رو رد کرد و خسرو پرویز سپاهی ایرانی و عربی که تعدادشون بیشتر از ۴۰ هزار نفر بود رو فرستاد تا دستورشو رو اجرا کنن و بین ایران و اعراب چند دفعه جنگ رخ داد و بالاخره در “ذوقار” گروه های عربی ایران فرار کردن و سپاه ایران شکست خورد و متلاشی شد. این جنگ با اینکه کوچیک بود ولی اعراب رو متوجه کرد که می‌‎تونن با حملات کوبنده و بی باک، سپاه منظم ایران رو شکست دادن.

جنگ زنجیر

در ۱۲ هجری (۶۳۳م.) “خالد بن ولید” سردار پر آوازه مسلمون ها به طرف شمال لشکر کشی کرد و وارد منطقه ای شد که نزدیک خلیج فارس و کویت امروزی بود که در اون زمان نقطه مرزی ایران و موسوم به “حفیر” بود. خالد به مرزبان محل یعنی هرمز دستور داد یا مسلمون بشه و یا “جَزیه” بپردازه. هرمز به دلیل چنین تکلیف یا دستوری خالد رو به “جنگ مرد و مرد” یعنی جنگ دو سردار دعوت کرد که در نهایت کشته شد. بعد از کشته شدن هرمز، اعراب به ایران حمله کردن و پیروز شدن این جنگ رو،اسم جنگ زنجیر یا “ذات السلاسل” گذاشتن چون که محمد بن جریر طبری نوشته “زنجیرهایی حاضر کرده بودن تا اسرای مسلمون رو زنجیر کنن.(اما بعضی ها نوشتن که پاهای سربازان ایرانی رو زنجیر کرده بودن تا فرار نکنن) بعد خالد ساحل فرات رو تصرف کرد و به سمت شمال رفت و در “الیس” جنگ خیلی سختی بین قوای ایران و مسلمون ها رخ داد و بعد از مدتی جنگ، خالد به خاطر مقاومت ایرانی ها قسم خورد که از خون اونها جوی جاری کنه. در این جنگ طولانی بالاخره مسلمون ها پیروز شدن و خالد به قسم خود وفا کرد و تمام اسرا رو کشت، بعد ها خالد شهر رومی” فیراز” رو فتح کرد.

جنگ پل: (۱۳ هجری)

تهدیدا های مرزی باعث شد که “رستم فرخ هرمز” (رستم فرخ زاد) حاکم خراسان توسط دربار ایران احضار بشه و بهش اختیار تام داد تا به جنگ اعراب بره اون لشکری آماده کرد و بهمن جادویه رو سردار کرد و به مرز فرستاد، وقتی این لشکر به نزدیکی بابل رسید به دستور “ابوعبید بن مسعود ثقفی” که سردار مسلمون ها بود پلی از قایق ساخت و برای جنگ با ایرانی ها از فرات گذشت. در این جنگ فیل های جنگی ایران باعث شدن اسب های مسلمون ها وحشت کنن و باعث بی نظمی در سپاهشون شد.

در اوضاع بی نظمی لشکر مسلمون ها، اعراب مجبور به پیاده شدن از اسب ها شدن تا پیاده بجنگن در این جنگ ابوعبید ثقفی به فیل سفید حمله کرد و به فیل زخم زد اما فیل ابوعبید ثقفی رو زیر پاهای خود گرفت و کشت.

پس از اون ایرانی ها تونستن سرداران اعراب رو بکشن، تلفات اعراب چهار هزار نفر بود چون بعد از جنگ سه هزار نفر از سان گذشتن و دو هزار نفری هم به مدینه رفتن. “مثنی” بعد از مدتی از جنگ پل برداشته بود فوت کرد و مسلمین بر اثر این شکست “ساحل یمین فرات و صفحات مجاور از دست دادن.

پس جنگ پل

پس از دست دادن قسمت راست فرات ، جنگی در “بیوب” بین ایرانی ها و مسلمون ها رخ داد که مسلمون ها پیروز شدن.

پس از پیروزی اعراب در “بیوب” تمام فتوحات از دست رفته باز پس گرفته شد. “عمر” که کارش در شامات تموم شد به دلیل اینکه موندن سپاه در سوریه لازم نبود تصمیم گرفت با ایران جنگ کنه. “سعد بن ابی وقاض” به عنوان سردار انتخاب شد و لشکری از سی هزار نفر اعراب آماده کرد و یزدگرد هم لشکری با سرداری رستم فرخ زاد آماده کرد (عده اون رو صد و بیست هزار نفر نوشتن)  در همون سال عمر خلیفه دوم، سفیر هایی به دربار ایران فرستاد که شامل دوازده عرب بود.

زمان ورود به تیسفون لباس هاشون باعث مسخر شدنشون شد اما یزدگرد اونها رو با احترام پذیرفت چون چند وقت پیش دمشق را فتح کرده بودن.

یزدگرد پرسید: چرا اومدین اینجا؟ گفتن: باید مسلمان بشین یا “جَزیه” بدین.

یزدگرد با لحنی تمسخر آمیز به لباسشون نگاه کرد و گفت: شما مردمی هستید که سوسمار می خورید و بچه هاتون رو می کشید.

مسلمون ها در جواب گفتن ما فقیر و گرسنه بودیم ولی خدا خواسته غنی و سیر باشیم، حال که قبول نمی کنید و شمشیر را انتخاب کردید، بین ما و شما شمشیر حکم میکنه.


درباره محمدرضا خدادوستمبتدی

ارسال یک پاسخ

پایتخت معنوی ایران کجاست ؟ ( مشهد )

>